دوست

دوست را ندانم کجایی؟؟

دوست چرا با خودت این چنینی؟؟چرا و چرایی؟

تو تنها رفیق نه از باب غم

تو تنها دلیلی نه از راه خم

تو بودی ، خدا بود و مهر

چرا این چنینی؟ چرا و چرایی؟

تو را دوست دارم

تو مهر و صفایی

ولی گر چه دورم

تو بر من شفایی

تو را دوست دارم

به رویای مهرت

به آرامش قلب و

هر لحظه عشقت

تو گر نیستی

روز را روشنی باشد از خاطراتت

تو باشی به هر لحظه

روشن شود شب نگاهم

تو را دوست دارم

تو اوج وفایی

که گر باشدت،

 مهر تو ست تک چراغی....

تقدیم به دوستانی که یادشان قلبم را آرامش می دهند

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۸
تگ ها :